محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

57

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

عدل نيز چهار اساس دارد : انديشه‌اى ژرف ، دانشى عميق و به حقيقت رسيده ، داورى كردن به نيكويى و استوار بودن در شكيبايى . پس كسىكه درست انديشد به ژرفاى دانش مىرسد و آن كس كه به حقيقت دانش رسد ، از چشمه زلال شريعت مىنوشد و كسى كه شكيبا شد در كارش كوتاهى نكرده ، با نيك‌نامى در ميان مردم خواهد زيست ؛ همچنين بناى جهاد بر چهار پايه است : امر به معروف ، نهى از منكر ، راستگويى در هرحال و دشمنى با فاسقان . پس هركس به معروف امر كند ، پشتوانه نيرومند مؤمنان است و آن‌كس كه از زشتىها نهى نمايد ، بينى كافران را به خاك مىمالد و آن‌كه در ميدان نبرد صادقانه پايدارى كند حقّى را كه بر گردن او بوده ادا كرده است و كسى كه با فاسقان دشمنى ورزد و براى خدا خشم گيرد ، خدا هم براى او خشم آورد و روز قيامت او را خشنود سازد . شرح : هركس به يگانگى خدا و بندگى او و رسالت محمد صلّى اللّه عليه و إله گواهى دهد مسلمان ناميده مىشود و احكام اسلام مانند ارث ، ازدواج و ديه برايش اجرا مىشود . در اين ميان فرقى نمىكند شهادتين را از روى آگاهى يا جهل و يا صادقانه يا منافقانه گفته باشد . در صدر اسلام دو كلمه « مؤمن » و « مسلمان » به يك معنا بود و يا دست‌كم معانى نزديك به هم داشت . به همين روى ، لفظ مؤمن را بر همه مسلمانان اطلاق نموده و در بسيارى از آيات ، همگى را اين‌گونه خطاب مىكند : « يا أيها الّذين آمنوا » « 1 » . با اين حال ، آيه‌اى از قرآن شرط مؤمن حقيقى را شناخت آگاهانه ، فروتنى در برابر ياد خدا ، ترس از او و

--> ( 1 ) . براى نمونه نك : بقره / 2 : 264 ؛ تغابن / 64 : 14 ؛ نساء / 4 : 59 .